از تو خجالت می کشم
اي يوسف پرده نشين از تو خجالت مي كشم
حبس گناهان مني از تو خجالت مي كشم
هر روز عهدي مي كنم شايد گنه كمتر كنم
از نقض عهد دم به دم٬ از تو خجالت مي كشم

منتظران! بهوش باشید
عطری که از حوالی پرچم، وزیده است
مارا به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه باز کنید محرم رسیده است
آری! یکبار دیگر ماه حماسه و عرفان فرا می رسد
یکبار دیگر محافل و مجالس حسینی برپا می شود
و یکبار دیگر وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری بازخوانی می شود
ولی این بار بیا با بصیرت بیشتر و معرفت عمیقتری به این وقایع، نگاه کنیم. شاید بگویید اتفاقات، زیاد
است، به کدامش توجه کنیم؟----- البته انتخاب، با شماست ولی من یک پیشنهاد دارم:
آیا تا بحال به این نکته توجه کرده اید که امام حسین (علیه السلام)، بنا به دعوت منتظرانش به
سمت کوفه رفت؟ منتظرانی که ده ها هزار نامه ی دعوت، برای آنحضرت نوشتند اما همانها در کربلا
با ایشان جنگیدند و یا فقط غربت اباعبدالله(ع) را نظاره کردند! یعنی در ادعا عالی بودند اما در عمل،
بسیار بد!!
نکته ی اصلی حرفم همین جمله ی کوتاه اما تکان دهنده است که:
منتظران مهدی(عج) بهوش باشید
حسین(ع) را منتظرانش کشتند !!

