از جمله درس های آموزنده ی قیام عاشورا، این است که حتی در شرایط بسیار سخت هم باید از حق، طرفداری کرد و بر آن پای فشرد.

برخی انسان ها در شرایط عادی که خطری منافعشان را تهدید نمی کند از جبهه ی حق، طرفداری می کنند اما به محض پیدایش شرایط ناگوار، و در جایی که بر سر دو راهی "حفظ منافع شخصی" و "طرفداری از حق" ، قرار می گیرند جانب منافع خود را می گیرند و از زیر بار حق محوری و حق طلبی، شانه خالی می کنند.

قرآن کریم در همین رابطه می فرماید:
«ومن الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به وان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا والآخرة ذلک هو الخسران المبین.»یعنی:«برخی از مردم، خدا را {فقط} در بعضى از شرايط، مى‏پرستند؛ اگر خيرى به آنها برسد آرامش مى‏يابند و اگر شر و فقر به آنها برسد رویگردان می شوند، چنين كسانى در دنيا و آخرت زيان مى‏كنند كه زيان آشكار همين است.» (سوره حج/ آیه 11)

اما درس بزرگ عاشورا این است که باید در جبهه ی حق، استقامت کرد حتی به قیمت فداشدن خود و عزیزترین یاران و اسارت زنان و کودکان.

در پایان و به عنوان مثال، فقط به یک نمونه از درس عملی عاشوراییان در خصوص حق طلبی در شرایط سخت، اشاره می کنم:

در کارزار روز دهم محرم سال 61 هجری قمری و در آن لحظه ای که دست مبارک قمر بنی هاشم(علیه السلام) قطع شد آن بزرگوار، در آن شرایط بسیار سخت هم بر حق طلبی و حق محوری تاکید می کند و می فرماید:
« والله ان قطعتموا يميني / اني احامي ابدا عن ديني/ و عن امام صادق اليقيني/ نجل النبي الطاهر الامين »یعنی:« اگر دست مرا قطع کردید اما -به خدا قسم- من از حمایت دین و امام خود دست بر نمی دارم.» (معالي السبطين، ج 1، ص 446)